تبلیغات
 

شیعه بر این باور است که بعد از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله، والامقام ترین انسانها، حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام است و او در این افتخار، نه تنها از تمام انسانهای عادی؛ بلکه از تمام انبیای الهی علیهم السلام حتی آنها که صاحب شریعت بودند و به اصطلاح اولوالعزم خوانده میشوند نیز برتر است.


اثبات این عقیده دلیل دیگری بر حق بودن جانشینی امام علی علیه السلام برای رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله است؛ همان که در غدیر به شکل رسمی و کاملاً آشکار برای مردم بیان شد و در تاریخ ثبت گشت. بماند عده ‌ای این واقعیت را برنتافتند و بر سر جانشینی آن حضرت به بحث نشستند و شد آنچه در سقیفه شد.

اثبات برتری امام امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام هم از راه قرآن ممکن است و هم از طریق روایت.

 

قرآن دلیل می آورد

1- قرآن کریم میفرماید: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ»[1] و یا می آ‌فرماید: «وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلى‏ بَعْضٍ»[2] که هر دو به این معناست: ما برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم.

2- یکی از راههای اثبات این برتری آن است که ثابت شود کتاب آسمانی پیامبری بر کتاب دیگری برتری دارد؛ زیرا هر پیامبری در ژرفا و بلندا همتای کتاب خود است.[3] چرا که معرفت دریافتی برابر کمال وجودی هر پیامبر است.

3- قرآن کریم به شهادت خودش مُهَیْمِن، ناظر، مُشرِف و چیره بر صحیفه‌ها و کتابهای آسمانی گذشته است:

«وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ»[4] : و ما این كتاب [قرآن‏] را به درستى و راستى به سوى تو نازل كردیم در حالى كه تصدیق كننده ی كتابهاى پیش از خود و مشرف بر همه‌ی‏ آنان است.

و یا می فرماید: «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ»[5]: اوست كه پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن دین [6] را بر همه ادیان چیره گرداند.

4. رسول خدا صلی الله علیه و آله که روح مطهر او ظرف دریافت قرآن است[7] چون همتای قرآن است؛ پس به مانند این کتاب بر پیامبران پیشین برتری روحی و معنوی دارد.

5. پس از آن حضرت، نوبت به حضرات معصومین علیهم السلام به ویژه امیرالمومنین علیه السلام می رسد که موضوع این سخن است. ایشان، هم به دلیل یکی بودن با پیغمبر صلی الله علیه و آله به دلیل آیه ‌ی مباهله و هم به دلیل یکی بودن با قرآن به دلیل حدیث ثقلین، برتر از انبیاء پیشین هستند با این توضیح که:

امام علی علیه السلام و خاندان عصمت علیهم السلام همه همتای قرآن كریم‌اند و در هیچ مرحله از مراحل كمالِ وجودی از آن جدا نیستند؛ زیرا افتراق آنها از قرآن حتی در بعضی مراتب، با اطلاق نفی جدایی آنها از یكدیگر كه مضمون روشن حدیث شریف ثَقَلین است، منافات خواهد داشت

الف: نفس واحد: بنا بر آیه 61 سوره آل عمران که به آیه مباهله مشهور است امیرالمومنین علیه السلام نفس پیغمبر صلی الله علیه و آله است و با آن حضرت اتحاد وجودی دارد چرا که میفرماید: «أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ» و مراد از نفس یا خودِ پیغمبر صلی الله علیه و آله که در این آیه آمده است به شهادت شیعه و سنی مراد امام علی علیه السلام است. و اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله برتر از انبیای پیشین است امیرالمومنین علیه السلام نیز برتر از آنها خواهد بود.

در همتایی امیرمومنان علیه السلام و حضرات معصومین علیهم السلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله در برخی مراحل وجودی همچنین میتوان به روایاتی تکیه کرد که در آنها سخن از اشتراک خلقت این ذوات مقدس در «نور واحد» آمده است:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: « أَنَا وَ عَلِیُّ مِنْ نُورٍ وَاحِد »[8] من و علی از یک نور هستیم.

و یا فرمود: « خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ مِنْ نُورٍ وَاحِد »[9]

و نیز فرمود: «خَلَقَنِیَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ أَهْلَ بَیْتِی مِنْ نُورٍ وَاحِد»[10] خداوند من و اهل بیتم را از یک نور خلق کرد.

 

ب: عِدل قرآن: بنا بر حدیث ثقلین[11] که با عبارت «لَن یفترقا» بر نبود جدایی و فاصله بین قرآن و اهل بیت علیهم السلام تصریح دارد، امام علی علیه السلام و خاندان عصمت علیهم السلام همه همتای قرآن كریم‌اند و در هیچ مرحله از مراحل كمالِ وجودی از آن جدا نیستند؛ زیرا افتراق آنها از قرآن حتی در بعضی مراتب، با اطلاق نفی جدایی آنها از یكدیگر كه مضمون روشن حدیث شریف ثَقَلین است، منافات خواهد داشت؛ چنانكه اگر اهل‌بیت علیهم السلام تنها همتای مراحل متوسّط یا نازل قرآن باشند، نه قرین اوج آن با این سخن امیرمومنان علیه السلام هم که فرمود: «أنْزِلُوهم بأحْسن منازل القرآن»[12] : پس آنها (عترت علیهم السلام) را به نیكوترین منزلهاى قرآن فرود آورید، مناسب نخواهد بود.

غدیر

خلاصه اینکه

امام علی علیه السلام بر اساس آیه ‌ی مباهله به منزله ‌ی جان پیغمبر صلی الله علیه و آله است و چون پیغمبر صلی الله علیه و آله همتای قرآن است و قرآن نسبت به سایر کتب آسمانی هیمنه و برتری دارد رسول خدا صلی الله علیه و آله و کسی که به منزله ‌ی اوست؛ یعنی امیرمومنان علیه السلام نیز بر سایر پیامبران؛ حتی پیامبران اولوالعزم علیهم السلام برتری دارد.

به این دلیل قرآنی می ‌توان ضمیمه های روایی بالا را نیز اضافه کرد و به غنای بحث افزود.

روایات استدلال می کنند

در منابع روایی شیعه و سنی روایاتی وجود دارد که به خوبی این برتری را بیان می کند:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَن أرادَ أن یَنظُرَ إلى آدَمَ فی عِلمِهِ و إلى نوحٍ فی فَهمِهِ و إلى إبراهیمَ‏ فی حِلمِهِ و إلى یَحیَى بنِ زَكَرِیّا فی زُهدِهِ و إلى موسَى بنِ عِمرانَ فی بَطشِهِ؛ فَلیَنظُر إلى عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ»[13] آن‏ كه مى‏خواهد به دانش آدم، فهم نوح، حلم ابراهیم، زهد یحیى بن‏ زكریا و توانمندىِ موسى بن عمران بنگرد، باید به على بن ابى طالب نگاه كند.

امام علی علیه السلام بر اساس آیه ی مباهله به منزله ی جان پیغمبر صلی الله علیه و آله است و چون پیغمبر صلی الله علیه و آله همتای قرآن است و قرآن نسبت به سایر کتب آسمانی هیمنه و برتری دارد رسول خدا صلی الله علیه و آله و کسی که به منزله ی اوست؛ یعنی امیرمومنان علیه السلام نیز بر سایر پیامبران؛ حتی پیامبران اولوالعزم علیهم السلام برتری دارد.

عبداللَّه بن ولید نقل می ‌کند: امام صادق علیه السلام از من پرسید: نظر مردم درباره ی پیامبران اولوالعزم و امامتان امیرالمومنین علیه السلام چیست؟ (کدام را مقدم و برتر می دانند؟)

گفتم: هیچ كس را بر اولوالعزم مقدّم نمى‏دارند.

حضرت فرمود: خداوند متعال درباره ی موسى علیه السلام فرمود: «و براى او در آن لوحها از هر گونه پندى چیزى نوشتیم»[14] و نفرمود: تمام موعظه‏ها را. و از قول عیسى علیه السلام فرمود: «و تا برخى از آنچه را كه درباره ی آن اختلاف مى‏كنید برایتان بیان كنم»[15]؛ اما درباره ی امامتان أمیرالمومنین علیه السلام فرمود: «بگو: میان من و شما خدا گواهى بسنده است و آن كه دانش كتاب نزد اوست»[16] و خداوند [درباره آن كتاب‏] فرمود: «و نه هیچ ترى و نه هیچ خشكى مگر آنكه در كتابى است روشن»[17] و نیز فرمود: «و هر چیزى را در امام مبین به شمار آورده‏ایم»[18] و علم و دانش آن كتاب نزد او است.[19]

شبیه این روایت که بیانگر برتری علمی و برخورداری از کمالات روحی بالاتر است را می توان در مجامع روایی دیگر مانند "بصائر الدرجات" ملاحظه کرد.[20]

 

حقی که پایمال شد

با استفاده از آیات و روایات که بخشی از آنها در منابع روایی اهل سنت است ثابت می شود اهل بیت عصمت و طهارت و در رأس آنها امیرالمومنین علیهم السلام برتر از انبیاء الهی هستند؛ مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله که جایگاه آن حضرت دون خدا و برتر از هر غیر خداست.

این نوشته را با این سخن از «ابن‌ ابی الحدید» شارح مشهور نهج البلاغه که سنی مذهب است به پایان می ‌بریم. او می ‌نویسد:

«نقول إنه كان أولى بالأمر و أحق لا على وجه النص بل على وجه الأفضلیة فإنه أفضل البشر بعد رسول الله و أحق بالخلافة من جمیع المسلمین‏»[21] ما معتقدیم که در امر خلافت، [حضرت] علی [علیه السلام] به دلیل برتری که نسبت به دیگران داشت برای تصدی آن، دارای حق بود و نسبت به دیگران اولویت داشت؛ چرا که برترین بشر بعد از رسول خدا [صلی الله علیه و آله] است.

 

پی نوشت:

1.       بقره/253

2.       اسراء/55

3.       همتایی قرآن و اهل بیت علیه السلام، جوادی آملی، ص266

4.       مائده/48

5.       توبه/33، فتح/28، صف/9

6.       ضمیر در «لِیُظْهِرَهُ» به دین برمی گردد. المیزان 9/247

7.       نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ * عَلىَ‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ (شعراء/193ـ194) : كه روح‏الامین آن را از جانب خدا بر قلب تو فرود آورد تا از بیم دهندگان باشى.

8.       رجال الكشی 1/232

9.       علل الشرایع 1/134

10.   کفایة الاثر 71

11.   کافی 2/415

12.   نهج البلاغه خطبه 87

13.   تاریخ دمشق42/313، البدایة والنهایة 7/357، شواهد التنزیل 1/103، ذخائر العقبى ص 168

14.   اعراف/145

15.   زخرف/63

16.   رعد/42

17.   انعام/59

18.   یس/12

19.   الإحتجاج على أهل اللجاج 2/375

20.   بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم 1/227-231

21.   شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید 1/140. او می نویسد که با تمام برتری یی که امام علی علیه السلام داشت اما کار خلافت را به دیگران واگذار کرد برای مصلحتی که پیشامد کرده بود.

امید پیشگر                                    

دکترای تفسیر قرآن - مدرس حوزه                 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان               






طبقه بندی: مقالات،  اصحاب و یاران،  كتابخانه،  امام علی علیه السلام، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 بهمن 1394 توسط رحمان نجفی

فرهنگی برای غدیر خم

ملک هستی جز علی سلطان ندارد


واقعه غدیر یکی از بزرگترین ودر عین حال حیاتی ترین ومؤثرترین اتفاقات در دین آسمانی وتکمیل شده اسلام وبرای امت حق پرست ومسلمان است .

عید غدیر

این واقعه، اگر نگوییم بزرگ‌ترین رویداد جهان اسلام و تشیع است، می‌توان گفت یکی از بزرگ‌ترین‌هاست، چرا که اگر رخ نمی‌داد سرنوشت کودک نوپای اسلام که به تازگی حیات آغاز کرده بود، بی فرجام وبی حاصل می‌ماند. این دلایل و هزاران دلیل دیگر بر ضرورت و اهمیت این واقعه صحه می‌گذارند.

این واقعه مؤثر است از جهت تعیین همه آنچه برای عده‌ای در زمان پیغمبر (ص) شبهه ناک و نا مشخص بود و گویی تکلیف هدایت بشر به یکباره روشن شد.

فرازی از بیانات رسول خدا در محل غدیر خم:

ای مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهی نكردم، و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان می‌کنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام - كه او سلام است - مرا مأمور كرد كه در این اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام كنم كه: علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسی است جز اینكه پیامبری بعد از من نیست؛ و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.

آنچه اینجا کمی مغفول مانده ملی شدن این جشن و سرور در کل کشور است و اینکه این روز را به شیوه‌ای خاص‌تر و در ابعاد گسترده‌تری به شادی بپردازیم و آن را در ذهن خود و نسل‌های آتی به یادماندنی تر کنیم

به درستی که چه عظمتی والاتر از اینکه واقعه‌ای همه آنچه به نام سعادت در این روزگار از آن یاد می‌کنیم را رقم بزند و رؤیای رستگاری بشر در همه ادوار را به حقیقتی شیرین و دل نشین مبدل کند.

 همان‌طور که رسول خدا (ص) در وصفش این چنین فرمودند:«روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد؛ آن روز برادرم علی بن ابیطالب را به عنوان پرچم‌دار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید.» امالی صدوق: 125، ح 8.امام رضا علیه‌السلام فرمود: پدرم به نقل از پدرش (امام صادق علیه‌السلام) نقل کرد که فرمود: روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است. مصباح المتهجد: 737..

افراد جامعه باید ارزش‌های دینی و انسانی را در تار و پود روابط اجتماعی خود بکار گیرند و با پررنگ کردن این ارزش‌ها آن هم از راه گسترش فرهنگ شادی کردن در این مراسم به زیبایی بیفزایند. ریسه هایی که ایرانیان در هر ولادت و شادی بر درب خانه خود می بندند، شربت و شیرینی که در کوی و برزن پخش می شود ، جشن های شادی و مولودی که به مناسبت های مختلف در میان هیئات برگزار می شود؛ همه و همه از همین نمونه ها هستند .

و ما مسلمانان این روز را به عنوان عید ولایت می‌شناسیم و هر یک خصوصاً آن‌ها که جزء خانواده عزیز سادات هستند در این روز جشن مختصری در بین اقوام خودشان برپا می‌کنند ولی آنچه اینجا کمی مغفول مانده ملی شدن این جشن و سرور در کل کشور است و اینکه این روز را به شیوه‌ای خاص‌تر و در ابعاد گسترده‌تری به شادی بپردازیم و آن را در ذهن خود و نسل‌های آتی به یادماندنی تر کنیم.

عید غدیر

اگر دولت و حتی مردم مسلمان هر یک به سهم خود برای باشکوه‌تر شدن مراسم در این روز تلاش کنند، شاید در اندک زمانی این فرهنگ در بین افراد جامعه درونی شود و مردم همانند روز بزرگ ولادت حضرت مهدی (عج) - که نیمه شعبان هرسال باشکوه هر چه بیشتر برگزار می‌شود، این روز را هم جشن بگیرند.

در این میان علاوه بر تکلیفی که بر عهده حکومت در هر کشوری از نظر فرهنگ سازی وجود دارد مردم هم با همت خود می‌توانند به این امر کمک کنند آن هم از طریق تربیت فرزندانی که از همان ابتدا مقام و منزلت این اعیاد را بدانند و این دغدغه را تا به آخر داشته باشند و بتوانند به هرچه باشکوه‌تر و بهتر برگزار شدن مراسم مربوط به آن اهتمام ورزند. همچون سایر کشورها بهترین مراسم را برای این روز عظیم و سرنوشت ساز در نظر بگیرند.

البته یکی از ابعاد ملی نشدن این عید در کشور ما این است که ما به این واقعه و به موازاتش جشن‌های مرتبط به آن، تنها از بعد دینی نگاه می‌کنیم و نقش مهمش را در ایجاد فضای سرشار از سرور و شادمانی و همچنین انسجام و وحدت میان افراد در جامعه نادیده می‌گیریم. نمی‌دانیم که دیانت و مدنیت دوشادوش هم قدم به قدم بشریت را به سرمنزل مقصود نزدیک می‌کند و هر یک در دل دیگری خانه دارد و راه را برای یکدیگر هموار می‌کنند. افراد جامعه باید ارزش‌های دینی و انسانی را در تار و پود روابط اجتماعی خود بکار گیرند و با پررنگ کردن این ارزش‌ها آن هم از راه گسترش فرهنگ شادی کردن در این مراسم به زیبایی بیفزایند. ریسه هایی که ایرانیان در هر ولادت و شادی بر درب خانه خود می بندند، شربت و شیرینی که در کوی و برزن پخش می شود ، جشن های شادی و مولودی که به مناسبت های مختلف در میان هیئات برگزار می شود؛ همه و همه از همین نمونه ها هستند . بهتر است این‌ها باهم و موازی یکدیگر و به یک میزان باشد تا تعادل و توازن در همه جنبه‌های حیات انسان که خود از اصول و مبانی اسلام و شرط مسلمانی است تحقق پیدا کند.

برای شادی بیشتر شما عزیزان سعی کردیم پیامک هایی را نیز در این ارتباط برایتان ارسال کنیم.

 

نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد

 

اگر خلق عالم علی را می شناختند، دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند، جهنم آفریده نمی شد.

                                                                   

نخواهم گل که گل بی اعتبار است

تمام عمر گل فصل بهار است

تو را خواهم من از گلهای عالم

که عطر تو همیشه ماندگار است

                                                                      

                     

زهرا تعالی

بخش اجتماعی تبیان





طبقه بندی: مقالات،  كتابخانه،  غدیر خم،  امام علی علیه السلام، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 مهر 1394 توسط رحمان نجفی

غدیر در کلام چهارده نور

عید غدیر خم ، یا علی ، گل

اساس مذهب تشیع بر دو حدیث پایه گذارى شده است: یكى حدیث ثقلین 1 ، كه پیامبراكرم(ص) در كمتر از نود روز در چهار مكان آن را به مردم گوشزد كرد؛ دیگرى حدیث غدیر. مى‏توان گفت حدیث دوم مكمل حدیث اول است.

سفارش بیش از حد پیامبر(ص) در باره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى امیرمومنان(ع) نشان دهنده این حقیقت است كه حضرت نگران آشوبى بود كه امت اسلامى بعد از وى با آن رو به رو مى‏شود.

اهمیت دادن به غدیر، اهمیت دادن به رسالت پیامبرگرامى اسلام(ص) است. ما در این مقاله واقعه غدیر را از زبان عارفان واقعى غدیر یعنى پیامبر(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) مورد مطالعه قرار مى‏دهیم.

 

رسول خدا و غدیر

شیخ صدوق در كتاب «امالى» از امام باقر(ع) و آن حضرت از جدش چنین نقل مى‏كند: روزى رسول گرامى اسلام(ص) به امیرمومنان(ع) فرمود: اى على، خداوند آیه «یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیك من ربك»2 را در باره ولایت تو بر من نازل كرد. اگر آنچه به من امر شده تبلیغ نكنم، عملم باطل است و كسى كه خدا را بدون ولایت تو ملاقات كند، كردارش باطل است. اى على، من جز سخن خدانمى‏گویم . 3

 

امام على و غدیر

سلیم بن قیس هلالى به بیعت امیرمومنان4 باابوبكر اشاره كرده، مى‏گوید:

«ثم اقبل علیهم على‏فقال: یا معشرالمسلمین و المهاجرین و الانصار انشد كم الله اسمعتم رسول الله یقول یوم غدیرخم كذا و كذا فلم یدع شیئا قال عنه رسول الله الا ذكرهم ایاه قالوا نعم» 4

پس على(ع) به مردم فرمود: اى مسلمانان و مهاجران و انصار، آیا نشنیدید كه رسول خدا(ص) روز غدیرخم چنین و چنان فرمود. سپس تمام چیزهایى را كه پیامبر(ص) در آن روز فرموده بود به مردم یاد آورى كرد. همگى گفتند: آرى.

در این زمینه مى‏توان به استدلالهاى امیرمومنان على(ع) اشاره كرد. از جمله استدلال آن حضرت براى ابوبكر كه فرمود: بر اساس حدیث پیامبر(ص) در روز غدیر، آیا من مولاى تو و هر مسلمانى هستم یا تو؟ ابوبكر گفت: شما. 5

ابى الطفیل مى‏گوید: در روز شورا در خانه بودم و شنیدم كه على(ع) گفت: آیا غیر از من كسى در میان شما هست كه پیامبر(ص) به او گفته باشد: «من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.» همگى گفتند: نه. 6

 

حضرت زهرا(س) و غدیر

ابن عقده در كتاب معروفش «الولایه» از محمد بن اسید چنین روایت كرده است: از فاطمه زهرا پرسیدند: آیا پیامبر(ص) پیش از رحلتش در باره امامت امیرمومنان چیزى فرمود؟

آن حضرت جواب داد: «و اعجباانسیتم یوم غدیرخم؛»7 شگفتا! آیا روز غدیرخم را فراموش كردید؟!

فاطمه بنت الرضا از فاطمه بنت الكاظم(ع) و او از فاطمه بنت الصادق(ع) چنین نقل كرد: ام كلثوم، دختر فاطمه زهرا(س) نقل كرد كه پیامبر در روز غدیر فرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه»8

 

امام حسن مجتبى(ع) و غدیر

ازامام جعفر صادق(ع) چنین روایت شده است: امام حسن(ع) هنگامى كه مى‏خواست با معاویه آتش بس اعلام كند، به او فرمود: امت مسلمان از پیامبر(ص) شنیدند كه در باره پدرم فرمود : «انه منى بمنزله هارون من موسى»؛ همچنین دیدند كه پیامبر(ص) وى را در غدیرخم به عنوان امام نصب فرمود. 9

ابان بن تغلب مى‏گوید: از امام باقر(ع) درباره گفته پیامبر: «من كنت مولاه فعلى مولاه» پرسیدم: حضرت فرمود: اى اباسعید، پیامبر فرمود: امیرمومنان در میان مردم جانشین من خواهد بود

امام حسین(ع) و غدیر

سلیم بن قیس مى‏نویسد: امام حسین(ع) قبل از مرگ معاویه خانه خدا را زیارت كرد. سپس بنى‏هاشم را جمع كرده فرمود: آیا مى‏دانید پیامبر اكرم(ص) على(ع) را در روز غدیر خم نصب كرد؟ همگى گفتند: آرى. 10

 

امام زین العابدین(ع) و غدیر

ابن اسحاق، تاریخ نویس معروف، مى‏گوید: به على بن حسین گفتم: «من كنت مولاه فعلى مولاه» یعنى چه؟ حضرت فرمود: «اخبرهم انه الامام بعده»؛ به آنها خبر داد كه اوست امام بعد از خودش. 11

 

امام محمد باقر(ع) و غدیر

ابان بن تغلب مى‏گوید: از امام باقر(ع) درباره گفته پیامبر: «من كنت مولاه فعلى مولاه» پرسیدم: حضرت فرمود: اى اباسعید، پیامبر فرمود: امیرمومنان در میان مردم جانشین من خواهد بود. 12

ویژه نامه « عید ولایت » غدیر خم

امام جعفرصادق(ع) و غدیر

زید شحام مى‏گوید: نزد امام صادق بودم، مردى معتزلى از وى در باره سنت پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: هر چیزى كه فرزند آدم به آن نیاز دارد (حكم آن) در سنت خدا و پیامبر(ص) وجود دارد و چنانچه سنت نبود، خداوند هرگز بر بندگان احتجاج نمى‏كرد.

مرد پرسید: خداوند با چه چیزى بر ما احتجاج مى‏كند؟

حضرت فرمود: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا»؛ بدین وسیله ولایت را تمام گردانید و اگر سنت یا فریضه تمام نبود، خدا به آن احتجاج نمى‏كرد . 13

 

امام موسى كاظم(ع) و غدیر

عبدالرحمن بن حجاج از حضرت موسى بن جعفر(ع) در باره نماز در مسجد غدیرخم 14 پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: «صل فیه فان فیه فضلا و قد كان ابى یامربذلك» 15 ؛ نماز بخوان، بدرستى كه در آن فضل فراوان وجود دارد و پدرم به آن امر مى‏كرد

 

امام رضا(ع) و غدیر

محمد بن ابى نصر بزنطى مى‏گوید: خدمت امام رضا(ع) بودم، در حالى كه مجلس پر از جمعیت بود و با یكدیگر درباره غدیر گفتگو مى‏كردند، برخى از مردم این واقعه را منكر شدند؛ امام فرمود: پدرم از پدرش روایت كرد كه روز غدیر در میان اهل آسمان مشهورتر است تا میان اهل زمین. سپس فرمود: اى ابى نصر، «این ماكنت فاحضر یوم الغدیر»؛ هركجا كه هستى در این روز نزد امیرمومنان(ع) باش. بدرستى كه در این روز خداوند گناه شصت سال از مردان و زنان مومن و مسلم را مى‏آمرزد و دو برابر آنچه در ماه رمضان از آتش دوزخ مى‏رهاند؛ در این روز آزاد مى‏كند... سپس فرمود: «والله لوعرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقه لصافحتهم الملائكه كل یوم عشر مرات»16 اگر مردم ارزش این روز را مى‏دانستند، بى‏تردید فرشتگان در هر روز ده بار با آنان مصافحه مى‏كردند.

 

امام محمد جواد(ع) و غدیر

ابن ابى عمیر از ابو جعفرثانى(ع) در ذیل آیه «یا ایهاالذین آمنوا اوفوا بالعقود» 17 چنین روایت كرد: پیامبر گرامى(ص) در ده مكان به خلافت اشاره كرده است؛ سپس آیه «یا ایهاالذین آمنوا اوفوا بالعقود» نازل شد. 18

در توضیح این روایت باید گفت: آیه یاد شده در اول سوره مائده است. این سوره، آخرین سوره‏اى است كه بر قلب نبى‏اكرم(ص) نازل شد. در این سوره، «آیه اكمال» و «آیه تبلیغ، كه ناظر به واقعه غدیر است، وجود دارد.

 

امام هادى(ع) و غدیر

شیخ مفید، در كتاب شریف ارشاد، زیارت امیرمومنان على(ع) را از امام حسن‏عسكرى(ع) و آن امام از پدرش نقل مى‏كند و مى‏گوید: امام جواد(ع) در روز عید غدیر، حضرت على(ع) را زیارت كرد و فرمود: «اشهد انك المخصوص بمدحةالله المخلص لطاعةالله ...»؛ شهادت مى‏دهم كه مدح خدا به تو اختصاص دارد و در طاعت او مخلصى.

سپس مى‏فرماید: خداوند حكم فرمود: «یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فمابلغت رسالته و الله یعصمك من الناس.»

آنگاه ادامه مى‏دهد: پیامبر(ص) خطاب به مردم كرد و از آنها پرسید: آیا آنچه برعهده داشتم، ابلاغ كردم؟

همگى گفتند: آرى.

سپس فرمود: خدایا گواه باش! بعد از آن فرمود: «الست اولى بالمومنین من انفسهم؟ فقالوا بلى فاخذ بیدك و قال من كنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله؛» آیا من به مومنان از خود آنها سزاوارتر نیستم؟ گفتند : بله. پس از آن دست على(ع) را گرفت و فرمود: هركس من مولاى اویم، این على مولاى اوست ... 19

امام جواد(ع) در روز عید غدیر، حضرت على(ع) را زیارت كرد و فرمود: «اشهد انك المخصوص بمدحةالله المخلص لطاعةالله ...»؛ شهادت مى‏دهم كه مدح خدا به تو اختصاص دارد و در طاعت او مخلصى

امام حسن عسكرى(ع) و غدیر

حسن بن ظریف به امام حسن عسكرى(ع) نامه نوشت و پرسید: گفته پیامبر «من كنت مولاه فعلى مولاه» یعنى چه؟ حضرت در پاسخ فرمود: «اراد بذلك ان جعله علما یعرف به حزب الله عند الفرقة»؛ خداوند اراده فرمود كه این جمله، نشان و پرچمى باشد تا حزب خدا هنگام اختلافها با آن شناخته شود.

اسحاق بن اسماعیل نیشابورى مى‏گوید: حضرت حسن‏بن على(ع) به ابراهیم چنین نوشت: خداوند متعال با منت و رحمت خویش واجبات را بر شما مقرر كرد. این كار به سبب نیاز او نبود، بلكه رحمت او بود كه متوجه شما شد. هیچ معبودى جز او وجود ندارد؛ او چنان كرد تا ناپاك را از پاك جدا سازد و اندرون شما را بیازماید تا به سوى رحمت او پیش بگیرد و منازل شما در بهشت معین شود. از اینرو، حج و عمره، اقامه نماز، پرداخت زكات، روزه و ولایت را بر شما واگذار كرد و درى را فرا راهتان قرار داد تا درهاى دیگر واجبات را باز كنید؛ كلیدى را براى یافتن راه خود قرار داد. اگر محمد و جانشینان او از فرزندش نبود، شما مانند حیوانات سرگردان مى‏ماندید و هیچ واجبى از واجبات را فرا نمى‏گرفتید. مگر مى‏توان از غیر در، وارد مكانى شد؟ وقتى خداوند به سبب تعیین اولیا پس از پیامبر(ص)، نعمت خود را بر شما تمام كرد، فرمود: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا» (20) امروز دینتان را كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دین شما باشد . سپس براى اولیاى خود برگردن شما حقوقى قرار داد و به شما فرمان داد حقوق آنها را ادا كنید تا زنان و اموال و خوراك و آشامیدنیها بر شما حلال باشد و به واسطه آن بركت و رشد و ثروت را به شما بشناساند و اطاعت كنندگان شما را به واسطه غیبت بشناساند... 21

 

امام زمان(ع) و غدیر

در دعاى ندبه كه ظاهرا منسوب به آن حضرت است چنین مى‏خوانیم: «... فلما انقضت ایامه اقام ولیه على‏بن ابى طالب صلواتك علیهما و آلهما هادیا اذ كان هوالمنذر و لكل قوم هاد فقال و الملاء امامه من كنت مولاه فعلى مولاه.. .»

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


پى‏نوشتها:

1ـ حدیث ثقلین در بیشتر منابع اهل سنت وارد شده است. ما به پاره‏اى از آنها اشاره مى‏كنیم : السنه شیبانى، ص 337 و 629 ح 1551؛ صحیح ترمذى، ج 5، ص 663؛ سنن كبرى بیهقى، ج 10، ص 114؛ المستدرك، حاكم نیشابورى، ج 3، ص 110؛ فضائل الصحابه، احمد بن حنبل، ج 1، ص 171 و ج 2، ص 588؛ سنن ابى‏داود، ج 2، ص 185؛ طبقات كبرى، ابن سعد، ج 2، ص 194؛صحیح مسلم، ج 4، ص .1873

2ـ سوره مائده، آیه .71

3ـ امالى شیخ صدوق، مجلس، 74، ص .400

4ـ كتاب سلیم بن قیس هلالى، نشر موسسه بعثت، ص .41

5ـ خصال شیخ صدوق، ص 505، باب اربعین، ج .30

6ـ امالى شیخ صدوق، ج 1، ص .342

7ـ اثبات الهداة، حرعاملى، ج 2، ص 112، ح 473؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 25 ـ .26

8ـ اثبات الهداة، ج 2، ص 112؛ احقاق الحق، ج 16، ص .282

9ـ امالى شیخ صدوق، ج 2، ص .171

10ـ سلیم بن قیس، ص .168

11ـ معانى الاخبار، ص 65؛ بحارالانوار، ج 37، ص .223

12ـ معانى الاخبار، ص .66

13ـ تفسیر برهان، ج 1، ص .446

14ـ در باره اهمیت این مسجد به مجله میقات حج شماره 12 مراجعه شود.

15ـ اصول كافى، ج 4، ص .566

16ـ تهذیب الاحكام، شیخ طوسى، ج 6، ص 24، ح 52؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص .41

17ـ سوره مائده، آیه .1

18ـ تفسیرقمى، ج 1، ص .160

19ـ بحارالانوار، ج 100، ص .363

20ـ همان، ج 37، ص .223

21ـ علل الشرائع، ج 1، ص 249، باب 182، ح .66

مأخذ: مجله كوثر شماره 25

ص ـ ناطقى





طبقه بندی: مقالات،  كتابخانه،  غدیر خم،  امام علی علیه السلام، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 4 مهر 1394 توسط رحمان نجفی

پرچم غدیر بر بام تاریخ

ویژه نامه عید غدیر خم

اشاره:

روزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در «حرای حق» به نبوت مبعوث شد، فرمان هدایت و سعادت انسان ها را درکف داشت. آن روز هم که در «پهنه غدیر» و در جمع حاجیان برگشته از زیارت خانه خدا به خطبه خوانی پرداخت، باز در اندیشه نجات امت و تضمین سعادت آنان بود. این است که «غدیر» را حلقه میانی «رسالت » و «امامت» می شناسیم و «ولایت» را تداوم «نبوت» می دانیم. غدیر، از سویی به «بعثت در حرا» وصل می شود و از سوی دیگر به «شهادت در کربلا» پیوند می خورد و فاصله میان حرا تا کربلا را دریای از باورهای پاک و هدایتهای آسمانی پر کرده است که در «غدیر» تجسم یافته است. دریای غدیر، از ریزش آبشار گون وحی بر جان محمد صلی الله علیه و آله و سلم لبریز است و قامت دین در زلال «غدیر خم» انعکاس می یابد. «غدیر»، هنوز هم چشمه ای لبریز از هدایت ها و کرامت هاست و دریایی مواج از آب حیات و باور و بصیرت، تا در کویر حیرت و هامون ضلالت، کام جانها را سیراب سازد و هادی اندیشه ها گردد. غدیر، یک «کتاب مبین» است، سندی برای تداوم خط رسالت در جلوه امامت و صراطی مستقیم که به سنت پیامبر خدا منتهی می شود. امتی که پاسدار غدیر باشد، عاشوراهای مظلومیت و کربلاهای خون و شهادت را شاهد نخواهد بود و ولایت در محاق غربت و تنهایی نخواهد ماند.

دریغ و صد دریغ که کوردلان و خفاشان به تابش خورشید، دل و دیده نسپارند و به تیرگی و ظلمت خو کنند و همچون گله ای بی چوپان باشند و راهی بی راهنما و شبی بی چراغ و کشتی ای بی ناخدا و دشتی بی چشمه و کویری بی آب...! قافله ای که از زیارت کعبه برمی گشت و راهش حق بود و بارش ایمان و مقصدش «الله»، وقتی به غدیر خم رسید، چشم به افقی دوخت که پیام هدایت داشت و دستی را دید که خورشیدی فرا دست برد. و به همگان نشان داد که «هر که را باشم منش مولا و دوست، ابن عم من علی، مولای اوست» و گوش امت به دهانی بود که از وحی و غیب می گفت و به خدا وصل بود و دامن، دامن معرفت برای بندگان خدا هدیه می داد و خرمن، خرمن کرامت و معنویت پیش پایشان می ریخت، تا از وسوسه های نفس و تلبیس ابلیس و فریب نفاق رها شوند و همچنان «عبد خدا» و «مطیع رسول» بمانند. ولی ... مگر شیطان می گذارد که بندگان خدا، راه بندگی را بی درد سر بپیمایند و به مقصد برسند؟!

خطبه حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در آن دشت سوزان، آب گوارایی برای روح های عطشناک بود که می رفت تا همیشه تاریخ را سیراب سازد. اما ... مگر گذاشتند که این زلال گوارا به جانهای تشنه برسد؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می خواست دست «امت» را در دست «امام» بگذارد، تا نه گمراه شوند و نه سرگردان، نه تشنه بمانند و نه در دام نفس بیفتند. این بود که منشور بلند و جاودانه «خطبه غدیر» را سرود و به گوش تاریخ سپرد. مردم نیز پیمان ها بستند و تبریک ها گفتند و قول ها دادند. اما ... تاریخ نشان می دهد که آن عهدها شکستند و آن پیمان ها از یادها رفت. افسوس که گروهی از امت، در کلاس درسهای نبوت و وحی، مردود شدند و آن همه «یاد» ها را به «نسیان» سپردند.

هزاران دست بیعتگر کجا رفت؟

وفا با آل پیغمبر کجا رفت؟

اگر «مولی»«ولی» می شد چه می شد؟

خلیفه گر «علی» می شد چه می شد؟

ولی خاتم دوباره بی نگین شد

عدالت با علی خانه نشین شد

«غدیر»، همواره برپاست. صحنه تعیین «مولی» و آن بیعت ها و استشهادها و اعترافها، هنوز هم محو نشده است. بیعتگران نیز، صحنه را ترک نکرده اند. علی رغم آنان که سعی کرده اند غباری از «نسیان» و پرده ای از «کتمان» بر سیمای غدیر بنشانند و بیفکنند، دلها و جانهای بیشماری هنوز هم توجه به آن دستهای بلندی دارد که دست «علی» را گرفت و بر فراز آورد، تا آن خورشید را، همه ببینند، همه بشناسند

اینک ماییم و علی علیه السلام که غدیر خم را از دریای فضایلش به موج نشانده است. علی علیه السلام، برگزیده محمد صلی الله علیه و آله و سلم نبود، بلکه منتخب خدا بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تنها مامور ابلاغ پیام آسمان بود «بلغ ما انزل الیک من ربک» و اگر در آن نیمروز داغ، آن پیام را نمی رساند، رسالت الهی را به انجام نرسانده بود. اینک ماییم و غدیر، که مرامنامه مکتب ما و محور وحدت ما و چراغ راهمان و راه زندگیمان است. گرامیداشت غدیر، تکریم رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و وحی خدایی است. تکریم غدیر، ارج نهادن به فضلیت های متبلور در وجود صاحب ذوالفقار و ساقی کوثر است. بها دادن به غدیر، ادای احترام به تکمیل دین و اتمام نعمت است. کاشتن بذر ولایت در جانهاست. نشان دادن خورشید به گرفتاران در ظلمتهاست. عید گرفتن غدیر، ارج نهادن به کرامت انسان است،

حضرت علی ( ع)

 چرا که غدیر، عید عدالت و رهبری، عید کمال طلبی و حق جویی، عید شعله افکنی بر اندیشه ها و امید آفرینی در دلهاست. غدیر، روز بشریت و روز «انسان» است، عید پیمان و میثاق و عهد است. آیا دریغ نیست که بشریت امروز، علی علیه السلام را نشاسد و درک نکند و از زمزم زلال «علی شناسی» سیراب نشود؟ و دامن مهر در این دریا نشوید و چراغ راه از این فروغ الهی نجورد؟ رسالتی را که رسول در غدیر خم انجام داد، اطاعت امر خدا بود و حج آن سال، گرچه به «حجه الوداع» شهرت یافته است، لیکن در گذشته های دور و در متون کهن، از آن به «حجه الابلاغ» هم تعبیر شده است، که اشاره به همین فرمان «بلغ» است که نازل شد و چون ابلاغ انجام گرفت، آیه «اکمال دین» فرود آمد و حجت تمام شد و صراط، روشن گشت. راویان شیعه و اهل سنت، همه در کتابها نوشتند و در نقل آن ها آورند. شاهدان، بارها برای اثبات حق، به «خطبه غدیر» استناد کردند. مولفان، برای اینکه حق این روشن و مسلم انکار نشود، صدها سند برای غدیر و خطبه رسول خدا و بیعت مردم آوردند و ثبت کردند، تا اگر «انصاف» در میان باشد و هدف، شناختن حقیقت باشد، نه انکار لجوجانه خورشید و نه کتمان حسودانه فضایل و نه ستیز عنودانه با «ولی خدا» و «وصی رسول»، به این آینه بنگرند، آینه غدیر، که همه حقیقت در آن متجلی است. از این جهت، بر این باوریم که «خطبه غدیریه» حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نیز، همچون خود غدیر خم مظلوم است و مورد بی مهری قرار گرفته است و جز چند جمله مشهور آن، چندان مطرح نیست، در حالی که سزاوار و بجاست که این منشور جاویدان، هر چه دقیق تر و گسترده تر و پرشورتر، مورد توجه و مطالعه و شرح و تفسیر قرار گیرد، تا چشمهای بصیر، از درخشش حکمتها و پندها و تذکارهای پرارج این گنجینه معرفت، لذت ببرد و به تماشای «حقیقت ناب» بنشیند.

بر این باوریم که در ادای تکلیف نسبت به «غدیر»، قصور کرده ایم. می بایست «غدیر» را بیش از این ، چونان مشعلی فراراه اندیشه های بشری قرار دهیم و دین پژوهان و حقیقت جویان را با فرهنگ ژرف نهفته در غدیر آشنا سازیم و جامعه بشری را با دو چشمه فیاض وجوشان معرفت، یعنی «قرآن و عترت» آشنا سازیم. دو چشمه ای که یادگار پیامبر و میراث ماندگار آن رسول خاتم تا دامنه قیامت است و خود او پیروان و متمسکان به این هر دو را که نام «ثقلین» بر آنها نهاده است، ارج نهاده و سلامتشان را از «ضلالت» تضمین کرده است. آری .... آری، حرف و پیغام «غدیر» این است: آب را از سرچشمه باید خورد، میوه را از شاخه باید چید، چهره را بی پرده باید دید.

عید گرفتن غدیر، ارج نهادن به کرامت انسان است،  چرا که غدیر، عید عدالت و رهبری، عید کمال طلبی و حق جویی، عید شعله افکنی بر اندیشه ها و امید آفرینی در دلهاست. غدیر، روز بشریت و روز «انسان» است، عید پیمان و میثاق و عهد است

صحنه ی غدیر پایان نیافته است

سطحی نگری و کوچک اندیشی است، اگر «غدیر» و «ولایت» را، نزاعی در میان دو گروه در گذشته بدانیم. دور از «متن مکتب» است، اگر ایستادن بر کرانه جوشان «غدیر» را تنها حساسیتی فرقه ای و جدالی مذهبی به شمار آوریم.

«غدیر»، همواره برپاست. صحنه تعیین «مولی» و آن بیعت ها و استشهادها و اعترافها، هنوز هم محو نشده است. بیعتگران نیز، صحنه را ترک نکرده اند. علی رغم آنان که سعی کرده اند غباری از «نسیان» و پرده ای از «کتمان» بر سیمای غدیر بنشانند و بیفکنند، دلها و جانهای بیشماری هنوز هم توجه به آن دستهای بلندی دارد که دست «علی» را گرفت و بر فراز آورد، تا آن خورشید را، همه ببینند، همه بشناسند، به یکدیگر و به غایبان از صحنه و به خبرگیران از واقعه و به جویندگان چراغ، معرفی کنند. صحنه غدیر، پایان نیافته است. هنوز هم دیدگان تاریخ، در عصر حاضر، در قاره های دوردست، در جنوبی ترین کشور آفریقا، در شرقی ترین منطقه خاور دور، در مرکزی ترین بخش اروپا و آمریکا، در پی آشنایی با خورشیدی هستند که اگر بتابد، خانه ها را، دلها را، شهرها را، اندیشه ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبیات و هنر را، گستره عقیده ها و باورها را «روشن» می سازد. و از «نور»، چه انتظاری است، جز درخشیدن و فروغ گستردن و گرما بخشیدن؟! در غدیر، دستی که فرا رفت، دست خدا بود، زبانی که «علی مولاه» را سرود، زبان خدا بود، دستی هم که به عنوان «مولی» بالا رفت و همگان دیدند، دست خدا بود، «علی»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سیر و مسیر بود، غدیر راهی بود که روندگان را به علی می رساند و ... و «علی» هم، صراطی بود که رهپویان را به «خدا» می رساند.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


منبع: فصلنامه یادگاران ماندگار شماره 15 





طبقه بندی: مقالات،  كتابخانه،  غدیر خم،  امام علی علیه السلام، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 مهر 1394 توسط رحمان نجفی
(تعداد کل صفحات:25)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق مطالب برای امام علی علیه السلام محفوظ می باشد