تبلیغات
امام علی علیه السلام
گره گشاترین

گره گشاترین

امام علی

آفتاب، روز را از لبخند دیوار کعبه آغاز می کند و ماه، از پیشانی تو نورانی می شود.

زمان، از حرکت می ایستد، تا تاریخ، از اولین نفس های تو آغاز شود.

هوا، با نفس های تو جریان می گیرد. آسمان، از همیشه به زمین نزدیک تر می شود. جاهلیت حجاز را موریانه ها، آرام آرام می جوند تا تاریخ، به روزهای آفتابی با تو برسد. ضلالت در پیش پای تو تمام و زندگی روشن، با اولین پلک زدن تو آغاز می شود.

زمین، نفس کشیدن را از تو آغاز می کند. عشق، با تو قدم به خاک می گذارد تا عدالت را با تمام وجود معنا کند.

مناره ها، به یمن آمدنت، یکی یکی از خاک سر بلند خواهند کرد تا سال های سال بعد از تو، منادی نامت شوند.

با آمدنت، پرنده ها آسمان را می بینند و ماه، شب های طولانی، بیدار می ماند، تا برای خواب های کودکی ات، عاشقانه لالایی بخواند. با اعجاز می آیی تا پیام آور روزهای روشن باشی.

نیامده، به مهمانی خداوند می روی؛ در خانه خدا به دیدار زمین می آیی. تو از تمام پدرانی که می شناسم، مهربان تری؛ این را خشت خشت خانه ات قسم خواهند خورد.

من به تنهایی تو ایمان دارم. تویی که مۆمن ترین بنده خداوندی. لبخندهایت را به ستاره ها سپرده ای تا شب هایمان را چراغانی کنند. این ستاره های همیشه درخشان و ماه را از پیشانی ات سیراب بوسه کرده ای تا دلگرم، در شب های تارمان بتابد. ما با نام تو، برخاستن را آموختیم و با نام تو بزرگ شدیم. با نام تو، تمام گره های افتاده در زندگی مان را باز کردیم. تو آمدی تا خورشید را مهمان کوچه های شب زده بشریت کنی.

تو آمدی تا راه های جهان به دوزخ ختم نشوند.

از تو می گویم که شانه های جوان مردی ات، تسکین دهنده دردهای دردمندان بود؛ از تو که خرابه های محزون کوفه، طنین گام هایت را خوب می شناختند؛ همان گونه که نخل های شهر، صدای گریه هایت را

تو آمدی تا بار امانت صدوبیست وچهار هزار پیامبر را غریبانه، در کوچه های دلتنگ کوفه به دوش بکشی و ما را به سرمنزل نجات برسانی.

تو آمدی که بزرگ ترین گره گشا باشی. تو آن بزرگی که نامش، ذکر روزهای زلال کودکی مان است.

 

اقیانوس عدل

آمدی و کعبه، لحظه های رسیدنت را در آغوش معطرش تجربه کرد.

آمدی و آفتاب در تلألو چشمانت قد کشید.

تو نخستین بشارت خداوندی پس از پیامبر؛ ادامه دهنده جاده ای که او در طول سال هایی پر مشقت، به سمت یگانه پرستی گشوده بود.

زمزمه های تنهایی ات را نخلستان های کوفه به شهادت می آیند.

اجاق همیشه روشن عدالتت، تا جهان باقی است، دل های آزاده بشریت را گرم خواهد کرد.

نگاهت، تصویر مردانگی و راستی است و کلامت زندگی.

قدم هایت، چشمان خاک را روشن می کند.

من به تنهایی تو ایمان دارم. تویی که مۆمن ترین بنده خداوندی.لبخندهایت را به ستاره ها سپرده ای تا شب هایمان را چراغانی کنند. این ستاره های همیشه درخشان و ماه را از پیشانی ات سیراب بوسه کرده ای تا دلگرم، در شب های تارمان بتابد. ما با نام تو، برخاستن را آموختیم و با نام تو بزرگ شدیم.

غدیر، دریایی است خروشان که از قطره قطره اش، اقیانوسی از عدل و مهربانی زاده می شود.

نهج البلاغه ات را که می گشایم، بارانی از معرفت، سر و روی جانم را شست وشو می دهد.

کمر راست می کنم و غبار هر چه جهل را از خاطرم می زدایم. رها می شوم از میله های سرد زمستان و بهار تار و پودم را در خویش می گیرد. ای عدالت گستر جاویدان!

از تو می گویم که شانه های جوان مردی ات، تسکین دهنده دردهای دردمندان بود؛ از تو که خرابه های محزون کوفه، طنین گام هایت را خوب می شناختند؛ همان گونه که نخل های شهر، صدای گریه هایت را.

از تو می گویم ای نخستین ایمان آورنده! «لیلة المبیت»، آوازه شجاعتت را از خاطر نخواهد برد و تاریخ عرب، روایت پهلوانی ات را.

آمدی و ندای مهرورزی ات، جهان خاموشمان را به تغزل فرا خواند.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


عباس محمدی  

معصومه داوود آبادی




طبقه بندی: اشعار، فضائل و كرامات، مقالات، امام علی علیه السلام،
احادیث زیبای منظوم از کتاب شریف «غررالحكم»

احادیث زیبای منظوم از کتاب شریف «غررالحكم»

امام علی

حضرت امیرالمومنین، امام علی بن ابی طالب علیه السلام فرمودند:

 

«اَلصِّدْقُ اَمانَةُ اللِّسانِ» (1)

راستگویى و صداقت، امانتدارى زبان است.

این نکته امیر مۆمنان گفت                         از «صدق» و امانتِ زبان گفت

تا وردِ زبان خویش، سازی                          «اَلصِّدْقُ اَمانَةُ اللِّسانْ» گفت

***

 

«خَیْرُ الْمَواهِبِ الْعَقْلُ» (2)

بهترین بخشش هاى خداوند، عقل است.

آدمی را، گره گشا، عقل است                    روشنی بخش و رهنما، عقل است

سَرورِ مۆمنان، علی فرمود:                         بهترین بخششِ خدا، عقل است

***

 

« اَلْمَعْصِیَهُ تَمْنَعُ الاِْجابَةَ» (3)

گناه، سبب اجابت نشدنِ دعا، مى شود.

هر گناهی، حساب می گردد                      همه، رنج و عذاب می گردد

مرتضی گفت: «با وجود گناه                        کِیْ دعا، مستجاب می گردد؟»

***

 

« مَنْ حَسُنَتْ سیرَتُهُ، لَمْ یَخَفْ اَحَداً» (4)

انسان نیكو سرشت، از هیچ كس نمى هراسد.

مۆمن از ابتلا، نمی ترسد                           از غم و، از بلا نمی ترسد

مردِ خوش باطن و نکو سیرت                       از کسی جز خدا نمی ترسد

***

 

« اَلصَّمْتُ وَقارٌ» (5)

خاموشى، سبب وقار و هیبت انسان است.

مسلمان در دو عالَم، رستگار است                           و از بیهوده گویی، برکنار است

خموشی، پیشه کُن، ای دوست! زیرا                       علی فرمود: «خاموشی، وقار است»

***

امام علی
« اَلْحَسُودُ مَغْمُومٌ » (6)

حسادت پیشه، همواره اندوهناك و غمگین است.

حسادت عادتی شوم است، ای دوست!                   و از اخلاقِ مذموم است، ای دوست!

علی با شادی و، شور و شعف گفت:                       «حسادت پیشه، مغموم است» ای دوست!

***

 

« اَلْعَیْشُ یَحْلُو وَ یَمُرُّ» (7)

زندگانى، گاه تلخ است و گاه شیرین.

رسم دیرین روزگار این است                                   یک زمان، تلخ و گاه شیرین است

آدمی، در میان «خوف» و «رجا»                              گاه، شادان و گاه غمگین است

***

 

« اَلاِْخلاصُ مِلاكُ الْعِبادَةِ » (8)

معیار بندگى و عبودیّت پروردگار، خلوص نیّت است.

از بین برنده ریا، اخلاص است                                  روشنگرِ روح و جان ما اخلاص است

اندیشه غیر، در دلت راه مده                                   معیار عبادتِ خدا، اخلاص است

***

 

« اَلْعِلْمُ اَصْلُ الْحِلْمِ » (9)

دانش، اساس و بنیانِ بُردبارى است.

سرمایه فوز و رستگاری، علم است                         درمان و علاج بی قراری، علم است

کوتاه سخن، این که علی، نورِ یقین                          فرمود: «اساس بُردباری، علم است»

***

 

« اَلْغَمُّ مَرَضُ النَّفْسِ » (10)

غم و اندوه، بیمارى روح و جان آدمى است.

غم و اندوه، جان را می گدازد                             ز سر، تا استخوان را، می گدازد

جهان را، تیره می سازد بر انسان                            زمین و آسمان را می گدازد

 

پی نوشت:

1) غررالحكم، ص 65.

2) همان، ص 420.

3) همان، ص 201.

4) همان، ص 253.

5) همان، ص 31.

6) همان، ص 36.

7) همان، ص 138.

8) همان، ص 215.

9) همان، ص 249.

10) همان، ص 101.



منبع: کتاب « علی علیه السلام در آیینه نهج البلاغه»، حسین نمازی، مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه.




طبقه بندی: مقالات، امام علی علیه السلام، احادیث و سخنان گهربار،
فضایلی از بزرگترین مربّی عالم !

فضایلی از بزرگترین مربّی عالم !

امام علی

در نوشتار گذشته، به بررسی آن دسته از فضائل امیرمومنان على علیه السلام پرداختیم که یا اکتسابی یودند و یا غیر اكتسابى و غیر مۆثر در شخصیت آن حضرت بود. اکنون به دسته دیگری از فضایل ایشان که غیر اكتسابى اما در عین حال مۆثر در شخصیت آن بزرگوار است، نظر می افکنیم. فضایل غیر اكتسابى و مۆثر در شخصیت این دسته از فضائل، با این كه منشأ الهى دارد، لكن در زندگى و كیفیت شكل گرفتن رفتارها، سیره و سنّت آن حضرت تأثیر دارد. تولد در خانه كعبه، شخصیت حضرت على علیه السلام را تغییر نمى‌دهد و تنها، كرامت و شرافتى الهى است تا مردم متوجه شوند كه این انسان با سایر انسان‌ها تفاوت دارد. لكن برخى موهبت‌هاى خدادادى و غیر اكتسابى كه به امیرالمۆمنین علیه السلام و انبیا و اولیاى دیگر عطا شده است، در شكل گرفتن شخصیت، زندگى، اعمال، سیرت و سنّت آن بزرگواران تأثیر داشته است؛ موهبت‌هایى مثل درك و فهم، دلِ بیدار و روح با صفا.

البته ما نمى‌دانیم حقیقت این مواهب چه بوده است، اما آثار آنها را درك مى‌كنیم. ما نمى‌توانیم آن نورانیت دل و صفاى باطن را درك كنیم؛ ولى قراین و آثار فراوانى از آن بزرگواران نقل شده كه تعبیرى ندارد جز این كه بگوییم این آثار در نتیجه نورانیت قلب و صفاى روح ایشان بوده است و وجود این بزرگواران «وجودى نورانى» است. این تعبیر در قرآن و نیز در روایات بى شمارى از طریق سنّى و شیعه آمده است. بر اساس روایات، پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله و اهل بیت علیهم السلام وجودى نورانى دارند و قبل از این كه در این عالم به صورت وجود جسمانى ظاهر شوند، خداوند متعال نور آنها را خلق كرده است.(1) البته ما حقیقت این تعابیر را درك نمى‌كنیم و نمى‌دانیم كه آیا نور ایشان از جنس نورى است كه ما به چشم مى‌بینیم یا نورى دیگر است؟ البته بعید است از جنس این نور باشد. همین قدر مى‌دانیم كه این بزرگواران حقیقتى بسیار متعالى، شریف و مقدس هستند و ما عنوانى پاك تر و ارزنده تر از «نور» نداریم كه در مورد آنها به كار بریم؛ همان‌طور كه درباره خداوند مى‌گوییم:  «اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (نور /35)، و لفظ مناسب دیگرى نداریم كه بتوانیم با آن، رابطه خدا با عالم هستى را توضیح دهیم. خداوند مى فرماید: «خدا نور آسمان‌ها و زمین است» و در روایات آمده است كه خداوند از نور خود نور واحدى را آفرید كه بعد از خلقت حضرت آدم علیه السلام در صلب او قرار داده شد.(2)

این نیز كرامت و نورانیت دیگرى بود كه خدا به آن حضرت عطا كرده بود و خود ایشان در كسب آن نقشى نداشت. مگر امكان دارد انسان در حالى كه طفلى شیرخواره است چنین كرامات و مقاماتى را به اختیار خود كسب كند؟! این فضیلت از آن دسته موهبت‌هاى الهى و غیر اكتسابى بود كه در شكل گرفتن شخصیت، رفتار، سیره و سنّت آن حضرت مۆثر بود

در این جا نیز ما نمى‌توانیم مفهوم قرار گرفتن نور در صلب حضرت آدم علیه السلام را درك كنیم؛ اما روایات زیادى وجود دارد كه بسیارى از آنها را اهل تسنن نیز نقل كرده‌اند و در آنها چنین تعبیراتى نقل شده است. بر حسب روایات، این نور از صلبى به صلب دیگر منتقل مى‌شد تا زمانى كه به صلب عبدالمطلب رسید. در این مرحله نیمى از این نور در صلب عبدالله قرار گرفت كه از آن پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله آفریده شد و نیم دیگر آن در صلب ابوطالب قرار داده شد و از آن امیرالمۆمنین علیه السلام آفریده شد؛ یعنى تا آن زمان این دو نور اتحاد داشتند و نور واحد بودند.(3) این حقیقت نورانى به گونه‌اى است كه حتى زمانى كه این بزرگواران در شكم مادر بودند، بیش از من و شما كمالِ عقل و قدرت درك و فهم داشتند. اهل بیت علیهم السلام به گونه‌اى بودند كه قبل از تولد و در شكم مادر بیش از فیلسوفان ما قادر به درك مطالب بودند. این بزرگواران حتى قبل از تولد تسبیح خدا مى‌گفتند و هنگامى كه متولد مى‌شدند و به این عالم قدم مى‌گذاشتند، به سجده مى‌افتادند. طبعاً درك حقیقت این عوالم و مقام‌ها، براى انسان‌هاى عادى نظیر ما میسّر نیست.(4)

 

نور در بیان نور

در مورد حضرت على علیه السلام ممكن است بعضى تصور كنند كه ایشان هم طفلى مثل اطفال دیگر و انسانى مثل انسان‌هاى دیگر بوده اند.  براى تحقیق این مسأله بهتر است به كلام خود امیرالمۆمنین علیه السلام مراجعه كنیم و ببینیم خود آن حضرت درباره خودش چه مى‌گوید؛ چرا كه ما معتقدیم این بزرگواران سخنى به گزاف نمى‌گویند.

نهج البلاغه

در یكى از خطبه‌هاى معروف نهج البلاغه به نام «خطبه قاصعه» امیرالمۆمنین علیه السلام ابتدا به شخصیت پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله اشاره مى‌كند. امیرالمۆمنین علیه السلام مى‌فرماید:

«هنوز رسول خدا شیرخوار بود كه خدا بزرگ ترین فرشته‌اش را قرین او قرار داد،تا او را به بهترین كارها راهنمایى كند».(5)

طبق فرمایش حضرت امیر علیه السلام، پیغمبر صلى الله علیه وآله از زمان شیرخوارگى تحت تربیت و مراقبت بزرگ ترین ملك آسمانى بوده است. آن حضرت با برخوردارى از این تربیت الهى، قبل از رسالت نیز مرتكب سهو و خطا نمى‌شد و حتى لحظه‌اى به خدا شرك نورزیده و از یاد خدا غفلت نكرد. در آن زمان هنوز شریعت اسلام نازل نشده بود، ولى آن ملك آنچه را كه آن حضرت مى‌بایست انجام دهد، به ایشان الهام مى‌كرد.

در این جا این سۆال به ذهن مى‌آید كه ذكر این مطلب در این خطبه چه مناسبتى داشته است؟ با دقت در ادامه خطبه مناسبت آن روشن مى‌شود. حضرت در ادامه مى‌فرماید:

«زمانى كه من متولد شدم رسول خدا مرا در آغوش گرفت و به سینه خود چسبانید، غذا را در دهان خود مى‌جوید و به دهان من مى‌ریخت تا تناول كنم ...».

یعنى پیامبر صلى الله علیه وآله تربیت شده فرشته الهى بود و من تربیت شده پیغمبر صلى الله علیه وآله هستم. گوشت و پوست حضرت على علیه السلام از آب دهان مبارك پیغمبر اكرمصلى الله علیه وآله رویید. زمانى كه آن حضرت هنوز دندان غذا خوردن نداشت، پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله غذا را در دهان خود مى‌جوید و به دهان على علیه السلام مى‌گذاشت. حضرت امیر علیه السلام در این خطبه تعبیرات عجیبى دارد؛ از جمله مى‌فرماید:

«من در سن طفولیت، عطر بدن رسول خدا را استشمام مى‌كردم و از آن لذت مى‌بردم. حضرت رسول آن چنان مرا به سینه خود مى‌چسباند كه من نفس‌هاى او را احساس مى‌كردم و از بوى بدن او لذت مى‌بردم. از همان ابتدا پیامبر به تربیت من همت گماشت و هر روز درسى به من مى‌داد و علمى به من مى‌آموخت.»

من در سن طفولیت، عطر بدن رسول خدا را استشمام مى‌كردم و از آن لذت مى‌بردم. حضرت رسول آن چنان مرا به سینه خود مى‌چسباند كه من نفس‌هاى او را احساس مى‌كردم و از بوى بدن او لذت مى‌بردم. از همان ابتدا پیامبر به تربیت من همت گماشت و هر روز درسى به من مى‌داد و علمى به من مى‌آموخت

 حضرت رسول همان علومى را كه از ملایكه دریافت مى‌كرد به حضرت على علیه السلام تعلیم مى‌داد.

سپس اضافه مى‌فرماید:

«حتى زمانى كه بررسول خدا وحى نازل شد، من صداى عجیبى را شنیدم كه شبیه ناله سوزناكى بود. گفتم: یا رسول الله! این چه صدایى است؟ آن حضرت فرمود: این ناله شیطان است كه بعد از بعثت من، دیگر از گمراه كردن بندگان خدا ناامید شده است.»

جالب این است كه پیامبر صلى الله علیه وآله در ادامه فرمود:

« اِنَّكَ تَسْمَعُ ما اَسْمَعُ و تَرى ما اَرى اِلاّ اَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِىٍّ؛ هر چه من مى‌بینم تو نیز مى‌بینى و هر چه من مى‌شنوم تو نیز مى‌شنوى، جز این كه تو پیامبر نیستى».

حضرت على علیه السلام مى‌فرماید:  «من نور نبوت را در چهره رسول خدا مى‌دیدم و صداى وحى را مى‌شنیدم».

البته وحى بر پیغمبر صلى الله علیه وآله نازل مى‌شد و مخاطب آن پیغمبر صلى الله علیه وآله بود، اما حضرت على علیه السلام نیز صداى وحى را مى‌شنید.

این نیز كرامت و نورانیت دیگرى بود كه خدا به آن حضرت عطا كرده بود و خود ایشان در كسب آن نقشى نداشت. مگر امكان دارد انسان در حالى كه طفلى شیرخواره است چنین كرامات و مقاماتى را به اختیار خود كسب كند؟! این فضیلت از آن دسته موهبت‌هاى الهى و غیر اكتسابى بود كه در شكل گرفتن شخصیت، رفتار، سیره و سنّت آن حضرت مۆثر بود.

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: استاد مصباح یزدی، کتاب «در پرتو ولایت»، صص 21-29. (با تلخیص)




طبقه بندی: مقالات، امام علی علیه السلام، فضائل و كرامات، احادیث و سخنان گهربار،
درسی زیبا از امیر دلها

درسی زیبا از امیر دلها

امام علی

امام على علیه السلام داراى جاذبه هاى عجیبى بود، و دوست و دشمن ، مسلمان و كافر را جذب مى كرد، تا جایى كه كسانى در این راه دست خود را قطع مى كردند، و از آئین خود منصرف گردیده ، آئین بحق على علیه السلام  را مى پذیرفتند.

روزى على علیه السلام كنیزى را دید كه محزون و گرایان است ، و چون از علتش پرسید، جواب داد: صاحبم مرا براى خرید گوشت مأمور ساخت ، و چون گوشت را خریدم مورد پسند وى واقع نشد، لذا آن را برگرداندم ، دوباره قصاب گوشت را عوض كرد و گفت : چنانچه بار دیگر بیاورى عوض نمى كنم ، ولى صاحبم این گوشت را نیز نپسندید، نمى دانم چه كار كنم ؟

حضرت فرمودند: من حاضرم تو را به پیش صاحبت ببرم ، و از او تقاضا كنم كه آزارت ندهد، و یا از قصاب بخواهم گوشت را براى بار دوم عوض ‍ كند، كدام را انتخاب مى كنى ؟

به درخواست كنیز آن حضرت به مغازه قصابى وارد شد، و از قصاب خواست كه گوشت را عوض كند، و یا معامله را اقاله نماید ( وجنس را پس بگیرد).

قصاب امیرالمۆمنین علیه السلام را نمى شناخت ، و لذا مشتى بر سینه آن حضرت زد و گفت : برو بیرون به شما مربوط نیست !!

على علیه السلام با آن همه توان و شجاعت و قدرتى كه داشت ، مشت قصاب را تحمل كرد و چیزى به او نگفت !! و كنیز را به خانه اش برگرداند، و به ارباب سفارش كرد كه وى را آزار ندهد.

چون صاحب كنیز، مولاى متقیان را شناخت ، كنیز را به شكرانه تشریف آوردن آن حضرت آزاد ساخت .

ولى از سوى دیگر چون مردم ، آن حضرت را هنگام وارد شدن به مغازه قصابى دیده بودند، لذا به سراغش آمدند و گفتند: امیرالمۆمنین چه شد و كجا رفت ؟

على علیه السلام چون از این جریان آگاه گشت بر بالین قصاب آمده ، و دست قطع شده را از زمین برداشت ، و بلافاصله آن را در جاى خود قرار داد، و از خدا خواست سلامتى را به وى برگرداند، در نتیجه دست قطع شده به بركت انفاس ملكوتى آن حضرت خوب شد

قصاب كه مردى غریب و از عاشقان مولا بود، و اساسا براى دیدار آن حضرت به كوفه آمده بود، ولى على علیه السلام هنگام ورود وى به كوفه ، در مسافرت به سر مى برد، جواب داد: من كجا و على كجا؟ من كه مدتها است كه در انتظار على هستم.

گفتند: همان عربى كه با كنیز گریان وارد مغازه ات شد على علیه السلام بود!!

قصاب كه دید كه به چه بزرگوارى جسارت كرده است ، گرفتار غم و اندوه شدیدى شد، و لذا دستش را با ساطور قصابى قطع كرده و بى هوش ‍ افتاد!!

على علیه السلام چون از این جریان آگاه گشت بر بالین قصاب آمده ، و دست قطع شده را از زمین برداشت ، و بلافاصله آن را در جاى خود قرار داد، و از خدا خواست سلامتى را به وى برگرداند، در نتیجه دست قطع شده به بركت انفاس ملكوتى آن حضرت خوب شد. (1)

نظیر این جریان با كمى تفاوت در مورد بقالى پیش آمد، كه حضرت در شفاعتش از كنیزى مشت او را نیز تحمل كرد.

امام على علیه السلام نه تنها در اخلاق و برخورد نمونه بود، و اسلام در وجود او تجسم پیدا مى كرد، بلكه به هر موضوعى در وجود او بنگریم ، وى همانند رسول خدا اسوه و الگو بود، در عدالت ، ایثار، اخلاص ، سوز و مسۆ ولیت ، جوانمردى و همه سیماى واقعى قرآن و اسلام بود، و لذا جاذبه داشت ، و دوست و دشمن در برابر وى خاضع بودند.

این اخلاق الهی امام، همواره الگویی شایسته برای شیعیان حقیقی آن حضرت بوده است. چنانکه مالک اشتر سردار شجاع و بی بدیل لشگر علی علیه السلام که در همه چیز از امام خود پیروی می کرد، روزی در کوفه در بازار عبور می کرد، یکی از بازاریان او را نشناخت، به خیال این که یک دهاتی فقیری عبور می کند، مقداری ته مانده سبزی را به سوی او پرتاب کرد، و از تلخ کاری خود خندید. مالک بی آن که سخنی بگوید از آنجا عبور کرد.


امام على علیه السلام نه تنها در اخلاق و برخورد نمونه بود، و اسلام در وجود او تجسم پیدا مى كرد، بلكه به هر موضوعى در وجود او بنگریم ، وى همانند رسول خدا اسوه و الگو بود، در عدالت ، ایثار، اخلاص ، سوز و مسۆ ولیت ، جوانمردى و همه سیماى واقعى قرآن و اسلام بود، و لذا جاذبه داشت ، و دوست و دشمن در برابر وى خاضع بودند.

 مردی به آن بازاری گفت: آیا این شخص را نشناختی؟

او گفت: نه.

آن مرد گفت:  او مالک اشتر، سردار بزرگ سپاه علی بود.

بازاری با شنیدن این سخن ترسان و لرزان به دنبال مالک شتافت، تا به محضرش رسیده عذرخواهی کند. دید مالک وارد مسجد شد و به نماز ایستاد، بازاری پس از نماز نزد مالک آمد و با کمال فروتنی به عذرخواهی پرداخت. مالک گفت:

«سوگند به خدا به مسجد نیامدم مگر برای این که دعا کنم تا خدا تو را بیامرزد و اصلاح کند.» (2)

این رأفت اسلامی، و برخورد بزرگوارانه و عفو و گذشت شاگرد برجسته و دست پرورده امیرمۆمنان، نشان می دهد که شاگردان و شیعیان علی علیه السلام باید در هر حال و مقام خصلت عفو و بخشش را از یاد نبرند.

 

پی نوشت:

1) بحارالانوار، ج 41، ص 48.

2) همان، ج 42، ص 157.

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

کتاب «آفتاب ولایت»، صص 176 - 175.

نشریه پاسدار اسلام ، شماره 284.




طبقه بندی: مقالات، داستان، احادیث و سخنان گهربار، امام علی علیه السلام،
پیامک های تبریک مولود کعبه


پیامک های تبریک مولود کعبه

گفتم به دل امشب ز چه این شور و نواست                          از بهر چه مهتاب چنین غالیه ساست

بر بام فلک زهر چرا نغمه سر است                                      گفتا شب میلاد علی شیر خداست

 

فرحنده میلاد مولی الموحدین، امیرالمومنین، حیدر کرار، شیر خدا، مولود کعبه بر همگان مبارک.

 

زان سبب ماه رجب ماه خداست                             که اندر آن میلاد شاه لافتی ست

شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:                        چون که صد آمد نود هم پیش ماست

 

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کردکه پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت...

  میلاد مرتضی اسدالله حیدر است              جشن ولادت علی آن میر صفدر است

زوجی برای فاطمه حق آفریده است             این زادروز همسر زهرای اطهر است

 

امام علی علیه السلام:

براى مۆدّب بودنت همین بس كه آنچه براى خود دوست ندارى، در حقّ دیگران روا ندارى .

(أمالى طوسى، 1/114)

 

ز پشت پرده تا بی پرده یار من نمایان شد                       ز شرم روی او، خورشید اندر پرده پنهان شد

ولادت یافت اندر كعبه آن موجود مسعودی                      كه ذات پاك او مرآت ذات پاك یزدان شد

 

علی جان، امشب در خجسته شب میلادتْ در خانه‏ای که تار و پودش را با عشق تو پرداخته‏ایم، شوق آمدنت را به شادی می‏نشینیم تا آستان دلمان را با بهار وجودت همراه سازی.

 

برون چو فاطمه آمد ز بیت ربّ مجید           ولیّ عالم امكان به دوش می بالید

فلك خجل شد و گفتا ندیده دیده دهر         كه مَه گرفته در آغوش خویشتن خورشید

 

امام علی علیه السلام:

پنج موقع را براى دعا غنیمت شمارید:

موقع تلاوت قرآن ، موقع اذان ، موقع بارش باران ، موقع جهاد ، موقع آه كشیدن مظلوم؛

در چنین مواقعی، مانعى براى استجابت دعا نیست .

(أمالى صدوق، ص 97)

 

آنجا که علی واسطه ی فیض خداست                         بر غیر علی هر که کند تکیه خطاست

            با مدعیّان کور باطن گوئـیـد                            آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟

 


میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

 

آن عملی را كه خدا طالب است                              حب علی بن ابی طالب است

 

علی، شکوه اقیانوسی است که از هم‏آمیختن دریاهایی از ایمان و ایثار و شجاعتی از جنس اخلاص و تقوا، بنیان گرفته و غواصان حکمت و معنا را به تحیر واداشته است.

 

نه خدا، شیعه تو را می خواند                          نه جدایت ز خدا می داند

یا علی چرخ زمان را شب و روز                    گردش چشم تو می چرخاند

 

امام علی علیه السلام:

مۆمن آن كسى است كه خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بیندازد و دیگران از او در آسایش باشند.

(بحارالانوار، 75/53)

 

تا حُبّ علی بُود مرا در رگ و پوست                                      رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست

جز نام علی لب به سخن وا نکنم                                        «از کوزه همان برون تراود که در اوست»

 

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مۆمنان، علی علیه السلام، مبارک.

 

دیوان قضا خطی ز دیوان علی است                                     سُکان قدر، در یَدِ فرمان علی است

طبع من و مدح مرتضی، شرمم باد                                       آنجا که خدای من ثنا خوان علی است

 

مولا! ای که تمام واژه ها، از توصیف عظمت تو عاجزند!

و ای آن که تمام عقل ها از درک بزرگی ات قاصر!

درمانده ام از وصفت که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم چه زیبا فرمود:

«اگر تمام درختان قلم شوند، تمام دریاها مرکب و تمام انس و جن کاتب، باز هم نمی توانند ذره ای از فضایل علی را بنویسند».

 

ای روی تو آئینه ذات احدی                         ای در تو عجین شده صفات صمدی

بار غم ایام مرا پشت شکست                    ای حیدر صف شکن خدا را، مددی

 

امام علی علیه السلام:

فخر كردن انسان به خودش، نشانه كم عقلى او مى باشد.

(اصول كافى، 1/27)

 

شیعه همه جا رهبر و مولاش علی است                  دنیاش علی بوده و عقباش علی است

 

ما پیرو آئین رسول اللّهیم

گویندة لا اله الا اللّهیم

داریم كتابُ الله و عترت را دوست

خاك قدم علی، ولی اللّهیم

فرآوری: صالح

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

کتاب «چهل داستان و چهل حدیث از امیرالمومنین علیه السلام».

پایگاه اطلاع رسانی موسسه جهانی سبطین علیهماالسلام.

و سایر وبلاگهای شعرای آیینی ...




طبقه بندی: امام علی علیه السلام، اشعار، احادیث و سخنان گهربار، پیامك،

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...